رادین جانرادین جان، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 21 روز سن داره

رادین، نفس زندگی

نامه پنجاه و هفتم .... رادین و زمستان

رادین عزیزم الان در فصل سرما هستیم ولی متاسفانه تا حالا که برفی نیومده که بریم با هم برف بازی ولی چند تا عکس با لباس زمستانی ازت گرفتم که حداقل یه خاطری از دومین زمستانت باشه.هوا هر جقدر هم سرد باشه ولی عاشق این هستی که بری بیرون. خوشبختانه دو سه روزی میشه باز از سرمای هوا کمتر شده و وقتی با هم میریم بیرون حدود دو ساعتی میگردیم. راستی یه مدرسه ابتدایی نزدیک به منزلمون هست که وقتی از جلوی دربش رد میشیم زمانی که درش باز باشه میایستی و بچه ها رو نگاه میکنی. منم با خودم میگم وای خدا یعنی یه روز رادین عزیز منم ممکنه بیاد به این مدرسه. به امید روزی که پسر گلمون بهترین مدارک دانشگاهی رو به دست بیاره. الهی آمین ...
7 بهمن 1391

نامه پنجاه و ششم .... رادین بیست ماهه

رادین جان راستش تا همین چند وقت پیش خاطراتت رو در بلاگفا ثبت میکردم. منتها متاسفانه برای سایتهای آپلود عکس مشکل پیش میاد در نتیجه عکسهای شما هم دیگه تو وبلاگت دیده نمیشه. به همین علت من ترجیح دادم تمام خاطراتت در بلاگفا رو به نی نی وبلاگ برگردونم و از این پس خاطراتت در اینجا به ثبت برسم. امیدوارم برای نی نی وبلاگ مشکلی پیش نیاد. چون هدف ما مامانها هم ثبت خاطراتت شما نی نی های گل هست تا انشالله بزرگتر که شدید خودتون خاطراتتون رو ادامه بدید. خوب حالا از خودت بگم. غذا خوردنهات که متاسفانه تعریفی نداره. زمانی که روی صندلی غذای خودت میشینی و برنامه بی بی انیشتن رو برات میزارم باز یه حدود میخوری ولی نه خیلی خوب. عزیز دلم عاشق این هستی که بری ...
7 بهمن 1391
1